سفارش تبلیغ
صبا

































عطر حضور

بسم رب الشهدا و الصدیقین

وضو گرفتن در اسارت آداب خودش را داشت . هوای گرم و طاقت فرسای عراق و عدم وجود تهویه مناسب تمام انرژی بچه ها را می گرفت و نیاز شدیدی به آب داشتند ولی برای حل این مشکل راه حل خوبی پیدا کرده بودند و آن هم استفاده از مقدار بسیار کمی آب برای وضو بود. یعنی یک حوله زیر دستمان می گذاشتیم و با مقدار اندکی آب فقط محل های شستن برای وضو را خیس می کردیم ، طوری که حتی حوله ی زیر دستمان هم خیس نمی شد!

طریقه وضو گرفتن هم خیلی اهمیت داشت . بچه ها در کلاس های احکام ، ریزه کاری های وضو و اذکار آن را یاد گرفته بودند و اکثر آنها هم تلاش می کردند وضو را با تمام مستحبات و اذکارش انجام دهند.

قنوت در قفس از سرفراز عبداللهی

 *****

سلام دوستان ، بی مقدمه بگم ، اول هم به خودم میگم .... خودم که می خوام زود وضو بگیرمو به سه شماره نماز بخونم و به اصطلاح رفع تکلیف کرده باشم ... خدا خودش عاقبت ما رو بخیر کنه !!  امید وارم خدا به ما توفیق بده تا از این همه معنویت درس بگیریم .... حالا که هنوزم کسایی هستن که خودشون این فضای معنوی رو لمس کردن و از این نمازهای باحال تو جبهه ها زیاد خوندن.... کسایی که نماز شبشون قضا نمی شد و ....

 امروز که به سادگی با باز کردن شیر آب با هر مقدار آب که بخوایم می تونیم وضو بگیریم ، یاد اُسرایی بیفتیم که تو گرمای عراق با بدنهای زخمی و لباس های خونی ،  آب نمی خوردن تا بتونن وضو بگیرن و نماز بخونن ! یاد شهدایی که لبهاشون از تشنگی ترک خورده بود و قمقمه های پر از آب کنارشون پیدا کردن ..... یاد اونها که نه فقط نماز آخرشون ، بلکه هر رکعتشون پر از عشق به معبود بود .... همشون دور یه کعبه طواف کرده بودن و حاجی شده بودن ... دور کعبه ی دل !

****

اعتکاف نزدیکه ،  همون سه روز که باید از هر چی به این دنیای پست خاکی وصلت میکنه ،‏جدا شی!

اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل لولیک الفرج

اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک

 یاعلی و التماس دعا ...

 



نوشته شده در شنبه 88 تیر 13ساعت ساعت 11:25 صبح توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر بدهید
طبقه بندی: ماه رجب اعتکاف اسارت وضو روزه تشنگی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام به همه ی رفقای گلم ....

 اومدن این ماه قشنگ به همه مبارک ... آماده این ؟؟؟؟ آماده ی مهمونی بزرگ امسال دیگه ! خودمم باورم نمی شه ولی خدا رو شکر که اگه خدا بخواد این ماه رمضون هم درک میکنیم ! حالا ظاهرا درک میکنیم ولی همین که موقع باز شدن درهای آسمون ، اجازه داریم نفس بکشیم ، خودش یه نعمته و شکرش محفوظ....

اگه تمام سلول های بدن ما زبون داشتن ، بی وقفه ، تمام شبانه روز ، تسبیح خدا رو می گفتن ...

بازم کمترین درجه ی شکر گزاری رو هم ادا نکرده بودیم ....

چه برسه به بعضی از ما (خودمو می گم ، سوء تصادف نشه!!!!) که روزا و هفته ها میگذره و ما اصلا یادمون میره که خدایی هم داریم ...

انقدر بی حال نماز می خونیم که فرشته ها خوابشون میگیره ...  یادمون می ره که جهان داره به سمت یه هدفی میره ... فراموش میکنیم که خدای گلمون از رگ گردن هم به ما نزدیک تره ....

فراموش میکنیم که حداقل به اندازه ی یه مادر به گردنمون حق داره و کمترین وظیفه مون اینه که هر روز صبح که از خواب بیدار میشیم ، بهش سلام کنیم و روی ماهشو ببوسیم!!

همیشه ،‏همیشه ،‏همیشه ،‏همیشه ،‏همیشه ‏،‏همیشه ، همیشه .....

یادمون باشه که :

فأینما تولّوا ،‏ فثمّ وجه الله

پس به هر سو که رو کنید ،‏خدا همان جاست...

و یادمون باشه که خدا به خاطر ما شیطونو طرد کرد .... به خاطر ما به خودش آفرین گفت و به خاطر ما آفرینش رو آغاز کرد و اینکه ما رو فقط و فقط برای خودش آفرید ..... پس ما انتخاب شدیم ،‏نه ؟ هممون با هم !

*******

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک

یاعلی و التماس دعا



نوشته شده در پنج شنبه 88 تیر 4ساعت ساعت 5:21 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: ماه رجب مهمونی خدا

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin