سفارش تبلیغ
صبا

































عطر حضور

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام به همه ... یه حس داغونی دارم ! از اون حس ها که وقتی بچه بودیم و به مامانمون الکی میگفتیم یه چیزی رو ، داشتیم ... ! الکی گفتم هستم ! دوباره هستم ... گم شدم توی زمان... حس میکنم به این فضای مجازی دروغ گفتم ... شایدم این فضا واقعیه و اونی که الان فکر میکنم توش نشستم مجازیه!؟ کسی چه میدونه ! حکایت سایه های حقیقت توی اون غار معروفه فیلسوفاست ...! 

:)

من که با جسمم اینجا نمیام ... با جسمم نمیگم ... با جسمم نمی خونم اینجاها رو ... آخه نمیشه که هم روح سایه ی حقیقت باشه و هم جسم! چون اگه حقیقت دوتا سایه داشته باشه پس دوتا منبع نور هست  .... حالا دو تا منبع نور هست ؟! هست ؟

پ.ن : پراکنده گویی های یک روح سرگردان ... 

 

 



نوشته شده در سه شنبه 92 بهمن 8ساعت ساعت 7:41 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: حقیقت عشق عرفان روح من جسم اینترنت

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام بر دوستان بهتر از آب روان! یه کم میخوام پرحرفی کنم توی این پست... گوسفند دیدین تا حالا؟!!! منظورم توی عکس و تلویزیون نیست ها ! به قول یکی از استادامون ، یه گوسفند کاملا رئال!!!!‌ از نزدیک، یعنی face to face! دیدین؟؟ اگه پشم ها شو شونه کنی و یه لباس تر وتمیز تنش کنی ، بعد وقتی ترگل ورگل شد، ببریش توی بهترین اتاق یه هتل n ستاره... بعد یه نفر ببیندش، چی میگه؟!!! چهار(؟) حالت داره ، ممکنه فکر کنه خل شدی!! ممکنه هم اصلا فکر نکنه و بگه : آخی... چه گوسفند نازی..........!!!!! شایدم یه کشیده آب نکشیده تحویلت بده و بگه : آخه کی تا حالا گوسفندو آورده توی هتل که تو دومی اش باشی؟؟؟! احتمال دیگه ای هم وجود داره و اونم اینه که طرف بگه: آخی... گوسفنده؟ تو هم بگی: پ نه پ!! بچه ی همسایه مونه ، با هم اومدیم گردش!!!

پی نوشت: یه مفهومی وجود داره به نام : طویله ی مدرن!

پی در پی نوشت: این شوخی رو حسابی جدی بگیرید ، تا پست بعد!

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی والتماس دعا



نوشته شده در پنج شنبه 90 مهر 28ساعت ساعت 4:28 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: ولایت عرفان خدا مفهوم امام دنیا آخرت طویله پ ن پ گوسفند شوخی هتل سلوک

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام دوستان.... یه جمله هایی هست که با آدم حرف میزنه ....

 همیشه دلم می خواد این جمله ها رو به گوش همه برسونم ...

 

نورانی ترین عملیات بچه های جنگ نماز بود .....

 

در دستور زبان عرفان ، فعل این گونه صرف می شود :

 

من نیستم !

 

واقعا اون مردای بی ادعا اینو فهمیده بودن والا معبودشون این طوری عاشق مرامشون نمی شد

 و نمی بردشون پیش خودش روزی بده بهشون ....

 

ای کاش من هم یک بسیجی بودم

با نان و قناعت افطار می کردم

خدا را در قنوت نماز می دیدم ....

 

خداییش منطقیه .... اگه یه کم به خودمون زحمت بدیم ، می فهمیم که

 وقتی می گیم خدا همه چیزه و وقتی به این جمله ایمان پیدا می کنی ،

دیگه جایی برای چیز دیگه ای باقی نمی مونه ..... حتی برای خودت ...!

آره خدا جون .... وقتی تو همه چیزی ، ما حق نداریم حتی هیچ باشیم !!!

اون وقته که از ته ته ته دل عاشق میشی و .....

تازه می شی بسیجی!!!

***

بازار انتخابات این روزا خیلی داغه ....من به عنوان یه تقریبا نسل چهارمی دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد رو درست و حسابی لمس کردم و از بقیه فقط یه چیزایی شنیدم ولی اگه انصاف بدیم ،‏شجاعت دکتر احمدی نژاد کم نظیره و از این جهت شایسته ی تحسین ... بقیه حرفامو که فکر میکنم براتون جالب باشه تو ادامه ی مطلب می نویسم و منتظر نظرای قشنگتون هستم !

اللهم عجل لولیک الفرج و ارزقنا شهاده فی سبیلک

یا علی و التماس دعا

 


ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 88 اردیبهشت 1ساعت ساعت 5:29 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin