سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران

































عطر حضور

بسم رب الشهدا و الصدیقین

-یادداشتی برای سال اولی ها-

دنبال بهانه می گشتم که بنویسم ، ‌برای شما که نه! برای ... شاید برای خودم. آدم مهم ترین چیزی که دارد ، خودِ خودش است ؛ موافقی؟ بودنش برایش شیرین است. دلم می خواهد چیزهایی را برایت بنویسم که خیلی دلم می خواست وقتی امدم این جا ، توی دانشگاه ، قدیمی ترها به من می گفتند؛ اما راستش را بخواهی ... بعضی چیزها را نمی توان گفت، یعنی نمی توان شنید! باید آن بعضی چیزها را دید ،‌ باید تجربه کرد. آن بعضی چیزها که می گویم حتی پدر و مادر ها به ما نمی دهند ، جامعه هم نمی دهد ، همین مدرک که مثلا ته دانشگاه است هم ، نمی دهد! آن بعضی چیزها را باید با چشم های بسته ببینی ،‌گاهی...

مثل رویاهای توی خواب، مثل آرزوهای کودکی!

برای رسیدن به ان بعضی چیزها ، از خیلی چیزها باید گذشت ، خیلی ها را باید ندید، خیلی چیزهای دیگر را باید زیر پا گذاشت... زیر پا گذاشتن همیشه هم بد نیست ! مثل بعضی قانون ها که در حقیقت قراردادند ، نه قانون!

خلاصه می شود همان حکایت : نابرده رنج ، گنج ، پنج ....!!

شاعری * قشنگ میگفت: رفتن به راه می پیوندد ، ماندن به سکوت!

می دانی... گاهی که فکر میکنم ، آخرش به این می رسد که شاید همه ی تقصیرها گردن سیب هاست. کاش اصلا سیب نبود! نه سبزش، نه سرخش...

یادت باشد هرسیبی، عاقبت به دنیایی** میرسد مثل همین دنیا ؛ برای پس گرفتن بهشت خودت ، باید رفتن را تجربه کنی...

............................................................................................. 

*طاهره صفارزاده

**دنیا از ریشه دنی به معنای پست و پایین

تولد تنها دختر شفیع قیامت و خواهر امام رضای عزیزم، عمه ی سادات، حضرت معصومه(س) رو به همه آبجی های گلم تبریک میگم. انشااله شفاعت هممونو بکنه! روز قشنگتون مبارک! دخترای گل و مهربونی باشین همیشه  

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی والتماس دعا 



نوشته شده در پنج شنبه 90 مهر 7ساعت ساعت 10:53 صبح توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: شهادت رفتن علی دنیا دانشگاه بهشت دفاع مقدس طاهره صفارزاده شعر گنج

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام دوستان، فردا برای دانشگاه سمنان یه روز خیلی خاصه، قراره یکی بیاد که نمیشناسیمش! از همین الان دلم براش تنگ شد!! راستش تازگی ها یه جمله ای خوندم از شهید سید حسین علم الهدی: سعی کنید مفید باشید، نه مهم. به نظرم جمله ی قابل تأملی اومد، با یکی از رفقا سرش بحث میکردیم، میگفت: وقتی فکرکرده به این نتیجه رسیده که هر آدمی مفید باشه ، مهم هم هست! (محض ریا ، دلتون آب بشه، حسودی تون شه(!)‌ کنار مزار شهید بودیم و...) بهش گفتم: نه آبجی، همین داداشمون که شهید گمنامه، مفید بوده ، اما مهم ...؟ بعد هردومون ییهو به این نتیجه رسیدیم که پس مهم بودن رو باید تعریف کرد! مهمِ دنیایی میشه همین شهرت که برای همه مصداقش آشناست، اما یه جور دیگه هم میشه مهم بود،‌مثل همین شهدای گمنام!! حالا حکایت اینه:

هر ادم مهمی لزوما مفید نیست اما یه ادم مفید ، حتما مهمه!

پ.ن: حکایتی شده ، سخن حضرت حافظ... غزلی خوندم امشب که آشناست اما ... حکایتی شده برای این دل! امشب استاد میفرماید:

گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید / گفتم که ماه من شو، گفتا اگر برآید/.../گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد/ گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید/...

کیف خوندن این غزل بمونه برای خلوت خودتون!

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی والتماس دعا



نوشته شده در دوشنبه 90 مهر 4ساعت ساعت 11:36 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر بدهید
طبقه بندی: شهید حسین گمنام دفاع مقدس علم الهدی

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin