سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

































عطر حضور

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام به همه! به اونایی که یادشون بود تولدمه ، به اونایی که یادشون نبود تولدمه!! عاشق همتونم... همون که شاعر میگه : عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست! چه پیام تبریکای بامزه ای میفرستن دوستا... میگن : چه زیباست روز ابتدای بودن ، روزی که تو آغاز شدی! میگم: چه تعبیر عجیبیه! درون آدم رو به هیجان میاره... روز ابتدای بودن! یعنی اصلا درسته بگیم خدا آفرینش رو آغاز کرد؟! اگه چیزی ظرفیت بودن رو داشته باشه دیگه زمان براش مطرح نیست... اگر میتونه باشه پس ضرورتا باید باشه و چون خدا ازلیه پس حقیقت اون هم ازلیه! مثل افتاب و شعاع آفتاب که بهش وابسته اس و این وابستگی عین وجودشه!

پی نوشت: علی مرد آنجا که در پیش در/ همه هستی حیدر افتاده بود/ چقدر تعریف وجود در نگاه ائمه زیبا بوده ... چقدر عاشقانه! آیا واقعا جامعه ای که اسوه ی حسنه ای مثل محمد -صلی الله علیه و اله- و اهل بیتش داره ، شبیه جامعه ی امروز ماست؟! انصافا ما برای این اجتماع الهی چی کار کردیم...؟!! اینو بعد از 175200ساعت فرصت دارم میپرسم از خودم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی و التماس دعای فرج



نوشته شده در یکشنبه 91 فروردین 20ساعت ساعت 11:59 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: عشق ولایت امام زمان اسلام علی فاطمیه تولد جامعه

بسم رب الشهدا و الصدیقین

ما قویّا معتقد به اصلاحاتیم... البته نه در صورت ، بلکه در سیرت!!

پ.ن1: سلام

پ.ن2: عجب دعای عجیبیه این دعای افتتاح! تعز بها الاسلام و اهله، تذل بهاالنفاق واهله.... نمیگه کفر، حتی نمیگه شرک... میگه نفاق! عجب دعاییه این دعای افتتاح...

پ.ن3: یک قدم با تو... تمام گام های مانده اش با من!   

پ.ن4: مهربونی خدا که ته نداره....

پ.ن5: تولد عزیزترین و کریم ترین و شاید غریب ترین خلق خدا ، مبارک!(و تولد برادرزاده ی گلمدوست داشتن)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی والتماس دعا



نوشته شده در دوشنبه 90 مرداد 24ساعت ساعت 6:33 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: عشق سیاست فردا مهمونی رمضان اسلام ماه خدا علی مهربونی طالبان اصلاحات دین امروز نفاق منافق صورت سیرت

هوالجمیل

خدازیباست و زیبایی را دوست دارد... سلام دوستان! یکی از دوستانم این متن رو برام فرستاده بود ،‌ دلم نیومد ننویسمش اینجا! خداییش توی 24 ساعتی که گذشت چندتامون به یاد قران خدا بودیم؟ قرانی که پیامبرمون 23 سال برای حفظش خون دل خورد و توی این 1000 و اندی سال که از نزولش میگذره ادم های زیادی جونشونو برای حفظ اون دادن تا بی کم و کاست به ما برسه! روزی یه دونه ایه قران میخونیم ؟ خدایی بیایم سر خودمون کلاه نذاریم... ما از مسلمونی جز اسمش چی داریم؟ جسارت نشه به دوستانی که بهرحال ارتباطکی دارن... ولی میگم یعنی با خودمون خلوت کنیم و ببینیم کجای کاریم!

*****

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است!
قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام .
یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟ 
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، ‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.
آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم...
 
شهید دکتر شریعتی

*****

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

یاعلی و التماس دعا



نوشته شده در دوشنبه 90 فروردین 8ساعت ساعت 12:8 صبح توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: خدا اسلام قران مسلمان مذهب

هو الملک الحق المبین

سلام بر دوستان بهتر از آب روان... برگشتم... شربت نمی دادن امسال!! دلم شکستای بابا... جای همه اونایی که دلشون اونجا بود اما خودشون نه،‌خیلی خالی بود. راستش امروز اومدم یه چیز دیگه بگم...

این یک جریان کاملا ضد فمینیستی است!‌باور کنید... نمیدونم شمایی که داری این پست رو می خونی چقدر فمینیسم رو قبول داری. اصلا میدونی چیه؟باید فکر کرد فمینیسم جریانیه که از اروپا و به نام دفاع از حقوق پایمال شده زنها بوجود اومده اما اینکه تا حالا به اصالت خودش وفادار مونده یا نه یه بحث دیگه اس. من فقط اومدم یه نکته رو یادآْوری کنم... حتما میدونین که اسلام با هر گونه قومیت گرایی و نژاد پرستی مخالفه حتی اگه ظاهرا برای دفاع از حق ضایع شده ای باشه ... اما اگه فمینیسم رو حمایت از فعالیت آزادانه زن در اجتماع و جلوگیری از سوء استفاده از اون توسط جنس مخالفش (به هر صورتی) تعریف کنیم ،‌ بنابراین زنان مسلمان ،‌بیش از تمام زنان دیگه به اصول فمینیسم پای بند بودن... چون اگه به دستورات اسلام به زنان دقت کنیم به وضوح می بینیم که یک مرد هیچ وقت نمی تونه حتی از ظاهر یک زن مسلمان ،‌بی اجازه خودش ، بهره ای ببره. در حالی که شخصیت زن در غرب طوری تعریف شده که کاملا باز و در معرض سوء استفاده مردان قرار دارهدعوا ،‌حتی اگه خودش نخواد! و من همیشه با این سؤال درگیرمیعنی چی؟ که بعضی از ابجی هایی که ظاهر خیلی اسلامی ندارن چطور ادعای فمینیستی میکنن در حالی که روحشون همش درگیر موجوداتی به نام مرد هست... مردهایی که در فمینیسم اصلا دیده نمیشن گاهی!!

*************

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم واحفظ قائدناالخامنه ای

یاعلی و التماس دعا



نوشته شده در سه شنبه 89 اسفند 24ساعت ساعت 4:46 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: اسلام فمینیسم زن مرد

بسم رب الشهدا و
الصدیقین

 

سلام دوستان!می خوام راجع به کارهایی بنویسم که
امروزخیلی از مابه نام مسلمون انجام میدیم اما خلاف امر خداوندوفرامین دین اسلامه
. به نظرم اول باید به یه نکته توجه کنیمواونم
اینه که وقتی داریم از هنجارها ورفتارهای درست حرف می زنیم ، نمی تونیم در مورد
تمام گروه های سنی نگاه یکسانی داشته باشیم (و البته درست یا نادرست از دید هر کس
با توجه به دیدگاهها و عقایدش می تونه معانی مختلفی داشته باشه ، اینو گفتم که به
تحجر ، تعصب یا خشکه مذهبی محکوم نشه نوشته هام!)

مثلا اینکه یه بچه ی دو ساله موقع غذا خوردن کلی
ریخت و پاش کنه ، باعث نمیشه همه بگن چه بچه ی بدی و دعواش کنن ، بلکه هر بزرگتری
سعی می کنه به روش خودش بهش یاد بده که کار درست چیه  ،اما اگه همین کار رو
یه جوون تحصیلکرده ی 25-30 ساله انجام بده ، همه اینو نشونه ی بی ادبی اون مییدونن
و باعث میشه نگاهشون نسبت به اون منفی بشه.... می خوام بگم در مورد مسائل دینی هم
یه همچین چیزی وجود داره ، مثلا اگه یه بچه ی 3-4 ساله تو ی ماه رمضون از یه
بزرگتر آب بخواد، اون بزرگتر حتما با لبخند خواسته شو برآورده میکنه ، در صورتیکه
اگه یه جوون 20ساله همین درخواستو بکنه ، شاید با برخوردهای مختلفی مثل اخم، چشم
غره، تعجب، سزنش و یا حتی دعوا روبرو بشه!!!! حالا این وسط یه نکته ی خیلی مهم هست
به نظرم و اونم اینه که توی سالهای اخیر (که من خودم یادم میاد و حس کردمش)
یه نگاهی بین آدمهای جامعه ی ما باب شده که فکر میکنم ، یه جورایی متأثر از فرهنگ
مسیحیان اروپایی و آمریکاییه
و اونم منحصر کردن رفتار و گفتارو پندار دینی ، به مکان ها و زمان های
خاص مذهبیه..... درحالیکه به نظرم میرسه که اصلا نفس این مکان و زمان خاص مذهبی
غلطه!!!!
چون دین و مفاهیم دینی، به خصوص در مورد دین
اسلام نمی تونه و نباید از زندگی یه مسلمون جدا باشه .... اصلا مگه بدون برنامه
میشه زندگی کرد؟؟ خب دین هم برنامه ی زندگیه دیگه که خدا برامون فرستاده ....
مسئله ی مهمتر اینجاست که فکر میکنم ، بعد از
انقلاب ، بزرگترای ما اونقدر به دودوتاچهارتای رکعت نماز و روزهای روزه و خمس و
زکات و این جور چیزا مشغول شدن و اینقدر درگیر یاد دادن اینا به نسل جوون شدن و
اینقدر همایش و هم اندیشی واسه بالا بردن منزلت نماز و روزه و حجاب گرفتن که یهو
انگار یادشون رفت که یه جوون حق داره بدونه دین در مورد بقیه ی مسائل زندگی چه
نظری داره ، اصلا خواسته ی خدا در مسائل مختلف چیه .... بعد یهو ته ذهنش این تفکر
بوجود اومد که صداقت و راستگویی و خوبی کردن به دیگران و نوع دوستی و کمک به
نیازمندان و تفکر مثبت داشتن و علم آموزی و فکر کردن و سوال کردن و خیلی از مفاهیم
دیگه که سالها پیش در پیکره ی اسلام برای ما فرستاده شده ؛ دستاورد جدایی دین و
علم در قرن 18 اروپا و ارمغان بی نظیر روانشناسان و جامعه شناسان اروپایی مثل
فروید و مارکس و امثالهمه!!! و مشکل شاید دقیقا از همین نقطه شروع شد... از همین
جایی که آموزه های دین خودمون رو با رنگ و لعاب اروپایی تحویل جوون های خودمون
دادن! جوون هایی که روان و ضمیر پاکشون منتظر یه محتوای خدایی و انسانی بود و
متأسفانه به خاطر کم توجهی و کج فهمی بعضی از آقایون مدعی فضل و کمالات در دهه های
اخیر ، این تشنگی رو ، به جای اون حقیقتی که در واقع در بدنه ی اسلام جاری بود ؛
با آب مارک دار غربی ها پر کردن ....
درست مثل این که وقتی
دوتا شکلات با یه طعم به یه بچه(به خاطر درون ساده و بی آلایشش) تعارف میکنی ،
بدون شک اونی رو انتخاب میکنه که ظاهر زیباتری داره ! چیزی که هر روز خیلی هامون
دیدیم!!!
  

 



نوشته شده در دوشنبه 89 شهریور 15ساعت ساعت 6:32 عصر توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر بدهید
طبقه بندی: مهمونی خدا اسلام رفاقت صداقت

بسم رب الشهدا و الصدیقین

ان مع العسر ، یسرا ....

سلام رفقای گل! بالاخره تموم شد .... هی یک سال و 6 ماه و 2 ماه و 1 هفته و ..... خلاصه کنکورم تموم شد ! دلم در حد جام جهانی براتون تنگ شده بود ها!!!!!

دیروز که برای اولین و ان شاالله آخرین بار نشستیم روی صندلی های دانشگاه سمنان که کنکور 89 رو بدیم به خوشی و سلامتی و منتظر بودیم تا این آقاهه ی پشت بلندگو بگه که باید چی کار کنیم ؛ یه لحظه از پنجره ی کلاسی که توش بودیم به بیرون نگه کردم ..... به گنجشکها و ابرهایی که توی آسمون دنبال سرنوشتشون بودن و .... بعد ییهو یه نتیجه ی اخلاقی گرفتم و اونم این که :

کنکور بدیم یا نه ، قبول بشیم یه نه ، استرس داشته باشیم یه نه ... زندگی در تمام ذرات جهان جاریه و هر ذره ای بی اون که حتی ما آدم ها ، با وجود همه ی دغدغه های زندگی روزمره مون ، بهش توجه کنیم ، دنبال مأموریت خودش توی این دنیاست و جهان با سرعت به سمت مبدأ خودش در حرکته و این وسط ما آدم ها باید حواسمون باشه که برای چه کاری به این جهان اومدیم ....!

(خیلی فیلسوفانه بود ، نه؟ اثرات کنکوره ، شما خیلی جدی نگیرین !!!)

******

اجازه بدین توی اولین پست بعد از کنکور مینویسم ، یه کتاب بهتون بعرفی کنم که برای خودم بی اندازه جالب بود !

 

کتاب : محمد رسول الله

نویسنده : لئون تولستوی

مترجم: عطا ابراهیمی راد

ناشر : نشر ثالث

چاپ اول 1385

و حالا یه بخش از کتاب ....

" دکتر متخصص تولستوی در کتاب خود این گونه می نویسد : در 13 مارس 1909 لئو نیکلاویچ تولستوی در صحبتی که با هم داشتیم ، گفت: نامه ای از یک مادر داشتم که در نامه اش نوشته بود : پدر فرزندانم مسلمان است و من هم مسیحی هستم ، دو پسر دارم یکی دانشجو و دیگری افسر و هردوی آنها طالب پذیرش اسلام هستند .

بعد از سخنان تولستوی ، دوست او خانم صوفیا آندریاونا گفت : شاید هم پسران این خانم برای این که چند همسر انتخاب کنند ، چنین درخواستی دارند !

تولستوی : شما را به خدا سوگند می دهم ... آن چنان حرف می زنید که گویا در میان ما چند همسری وجود ندارد! وقتی درباره ی این نامه فکر می کردم مسائل فراوانی برای مون روشن شد . محمد به عنوان یک پیامبر همیشه و همه جا بالاتراز مسیح و تعالیم او قرار می گیرد . او انسان را سست نکرده  و او را به جایکاه خداوندی نمی رساند و خود  را نیز به جایگاه خدا نزدیک نمی کند و جای خدا نمی گذارد . مسلمان ها به جز الله خدای دیگری ندارند و محمد پیامبر آنهاست . در این جا معما و اسراری نیست!

صوفیا می پرسد: کدامشان ارجح ترند ، مسیحیت یا اسلام؟!

تولستوی : برای من روشن است که اسلام بهتر است و در جایگاهی والاتر قرار دارد.

بعد از چند لحظه سکوت در اتاق نشیمن دوباره تولستوی به سخن ادامه داده و چنین می گوید : آن گاه که اسلام را با مسیحیت مقایسه می کنیم ، می توانیم برتری و والاتر بودن اسلام را به وضوح ببینیم. اسلام کمک زیادی به خود من کرده است ...."

 

خوندن یا نخوندنش با خودتون دوستان ... ولی یک بار خوندنش ضرری نداره !‏

یاعلی و التماس دعا

 



نوشته شده در جمعه 89 تیر 11ساعت ساعت 10:40 صبح توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر بدهید
طبقه بندی: کنکور استرس تولستوی اسلام

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin