سفارش تبلیغ
صبا

































عطر حضور

هوالجمیل

سلام به همه ی دوستان عزیز... میخوام اول هرپستم یکی از اسم های زیبای خدا رو بیارم ... تا دین این آیه رو که میفرماید : وعلّم ادم الاسماء کلّها ... تا حدی ادا کرده باشم!
این پست یه کتاب معرفی میکنم که امیدوارم تا هنوز محرم نشده پیداش کنید و حتما بخونیدش... 
کتاب: پدر، عشق، پسر
نویسنده: سید مهدی شجاعی
روایت شهادت حضرت علی اکبر(ع) از زبان اسب ایشونه! خیلی جالبه ، به نظر من که روایت متفاوتی بود... حالا یه بخش از کتاب رو براتون مینویسم...
" ...ناگهان شنیدم که با پدر از تشنگی حرف میزند، حیرت سراپای وجودم را فراگرفت.... علی به امام گفت که پدر جان تشنگی دارد مرا میکشد. اما آن عطش کجا و تشنگی آب کجا؟ ماجرا، ماجرای وصال و دیدار بود.... به گمانم امام دل از علی نکنده بود. به دیگران می گفت دل بکنید و رهایش کنید اما هنوز خودش دل نکنده بود. اگر علی این همه وقت در میدان چرخیدو جنگید و زخم خورد و نیفتاد، اگر علی این همه جان را گرفت و جان نداد، اگر از علی به قاعده ی دو انسان خون رفت  و باز ایستاده ماند، همه از سر همین پیوندی بود که هنوز از دو سمت نگسسته بود. پدر نه، امام زمان دل به کسی بسته باشد و او بتواند از حیطه ی زمین بگریزد؟! قلب کسی در دست امام زمانش باشد و قابض ارواح بتواند جان او را بستاند؟ نمی شود و این بود که نمیشد...
*******
اللهم صل علی محمد و آل محمد  و عجل فرجهم
یاعلی و التماس دعا


نوشته شده در دوشنبه 89 آبان 10ساعت ساعت 8:22 صبح توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر
طبقه بندی: شهادت عشق تشنگی علی اکبر کربلا

بسم رب الشهدا و الصدیقین

وضو گرفتن در اسارت آداب خودش را داشت . هوای گرم و طاقت فرسای عراق و عدم وجود تهویه مناسب تمام انرژی بچه ها را می گرفت و نیاز شدیدی به آب داشتند ولی برای حل این مشکل راه حل خوبی پیدا کرده بودند و آن هم استفاده از مقدار بسیار کمی آب برای وضو بود. یعنی یک حوله زیر دستمان می گذاشتیم و با مقدار اندکی آب فقط محل های شستن برای وضو را خیس می کردیم ، طوری که حتی حوله ی زیر دستمان هم خیس نمی شد!

طریقه وضو گرفتن هم خیلی اهمیت داشت . بچه ها در کلاس های احکام ، ریزه کاری های وضو و اذکار آن را یاد گرفته بودند و اکثر آنها هم تلاش می کردند وضو را با تمام مستحبات و اذکارش انجام دهند.

قنوت در قفس از سرفراز عبداللهی

 *****

سلام دوستان ، بی مقدمه بگم ، اول هم به خودم میگم .... خودم که می خوام زود وضو بگیرمو به سه شماره نماز بخونم و به اصطلاح رفع تکلیف کرده باشم ... خدا خودش عاقبت ما رو بخیر کنه !!  امید وارم خدا به ما توفیق بده تا از این همه معنویت درس بگیریم .... حالا که هنوزم کسایی هستن که خودشون این فضای معنوی رو لمس کردن و از این نمازهای باحال تو جبهه ها زیاد خوندن.... کسایی که نماز شبشون قضا نمی شد و ....

 امروز که به سادگی با باز کردن شیر آب با هر مقدار آب که بخوایم می تونیم وضو بگیریم ، یاد اُسرایی بیفتیم که تو گرمای عراق با بدنهای زخمی و لباس های خونی ،  آب نمی خوردن تا بتونن وضو بگیرن و نماز بخونن ! یاد شهدایی که لبهاشون از تشنگی ترک خورده بود و قمقمه های پر از آب کنارشون پیدا کردن ..... یاد اونها که نه فقط نماز آخرشون ، بلکه هر رکعتشون پر از عشق به معبود بود .... همشون دور یه کعبه طواف کرده بودن و حاجی شده بودن ... دور کعبه ی دل !

****

اعتکاف نزدیکه ،  همون سه روز که باید از هر چی به این دنیای پست خاکی وصلت میکنه ،‏جدا شی!

اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل لولیک الفرج

اللهم ارزقنا شهاده فی سبیلک

 یاعلی و التماس دعا ...

 



نوشته شده در شنبه 88 تیر 13ساعت ساعت 11:25 صبح توسط مهم نیست کی هستی و از کجایی؟| نظر بدهید
طبقه بندی: ماه رجب اعتکاف اسارت وضو روزه تشنگی

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin